می ری جلوی آینه.. خوب به خودت نگاه می کنی.. بعد شروع می کنی به شکلک درآوردن، اونم با اصوات نامفهومی شبیه آآآ ... ای ای ای ... اُ اُ اُ ... !
این کارو دوست داری... آخه جلوی آینه، علاوه بر شکلک درآوردن، می تونی بی محابا از هر دستوری سرپیچی کنی، نه بگی، روت̓ برگردونی، گوشاتو محکم بگیری یا بپیچونیش، دماغتو بگیری تا نفست حبس بشه، عینکتو برعکس بگذاری، یواشکی چشمک بزنی، آه و ناله̾ الکی سر بدی، اخم کنی، پوست صورتت رو کش و قوس بدی، چشاتو چپ کنی یا ببندی و حتی دماغتو بچسبوی به آینه و به عالم و آدم بی محلی کنی....
آخر سر هم یه نفس راحت می کشی که بعد از مدتی فرصتی پیدا کردی برای خالی کردن دقّ و دلیت سر هیچ و پوچ! احساس آرامش بهت دست می ده بعد از این کار.
تو فکر می کنی وقتی آدم ظرفیتش کم می شه و تاب و تحمل دیدن دنیای بیرونش رو تقریبا از دست می ده، باید یه راهی پیدا کنه برای راحت کردن خودش و فکرش از هر چیزی که آزرده خاطرش می کنه.
برای همین در چنین مواقعی تصمیم می گیری بری جلوی آینه و هر چیزی رو که آزارت داده و می ده با شکلک به نمایش در میاری و با لمس̗ طعم و مزه اون مسائل، خودتو کمی آروم می کنی.
اما واقعیت اینه که شاید آینه بتونه فقط توی تنهایی، درون آدم رو نشون بده... اونم فقط به این دلیل که خود آدم می دونه چی توی درونش می گذره؛ بنابراین رو شدن درون̗ آدم، بصورت ناخودآگاه اتفاق می افته. یعنی محاله در جمعی حضور داشته باشی و آینه هم دستت بگیری، اما اطرافیانت بفمهن که در درون تو چه خبره و چی می گذره و در چه حال و احوالی... دلیلش هم دقیقا اینه که خودت نمی خوای این اتفاق بیفته!؟
اما خب، از اونجایی که گنجایش هر آدمی با آدم دیگه فرق̗ اساسی داره، گاهی وقت ها از کوره دررفتن برای هر کسی پیش می آد و اتفاقا به تعداد هر آدم راه مقابله با این حالت وجود داره.
اما من می گم از اونجایی که تجربه پختگی می آره، می شه از وقوع هر اتفاقی، حالا چه به نفع ما باشه چه نه، و حتی اگه پذیرشش در ظرفیت ما نگنجه، درسی گرفت برای روزهای بعد. این شیوه باعث می شه ما یاد بگیریم چه جوری در لحظه با اتفاق های جورواجور مقابله کنیم.
شاید در اون صورت لازم نباشه در خفا آینه بگیریم دستمون و با شکلک درآوردن خودمون رو از هر چیزی که آزارمون می ده، راحت کنیم.
شاید همیشه هم نباید گوش ها رو بگیریم و چشم هامونو ببندیم، چون ممکنه فرصت شنیدن و دیدن رو برای کسب تجربه از دست بدیم.
خوب رو باید از بین بد تشخیص داد، منتها باید گنجایش این کار رو هم داشت.