تاریخ : ۲۲/۰۳/۱۳۸۹
نویسنده: نسترن داداشی
گنجایش

می ری جلوی آینه.. خوب به خودت نگاه می کنی.. بعد شروع می کنی به شکلک درآوردن، اونم با اصوات نامفهومی شبیه آآآ ... ای ای ای ... اُ اُ اُ ... !

این کارو دوست داری... آخه جلوی آینه، علاوه بر شکلک درآوردن، می تونی بی محابا از هر دستوری سرپیچی کنی، نه بگی، روت̓ برگردونی، گوشاتو محکم بگیری یا بپیچونیش، دماغتو بگیری تا نفست حبس بشه، عینکتو برعکس بگذاری، یواشکی چشمک بزنی، آه و ناله̾ الکی سر بدی، اخم کنی، پوست صورتت رو کش و قوس بدی، چشاتو چپ کنی یا ببندی و حتی دماغتو بچسبوی به آینه و به عالم و آدم بی محلی کنی....
آخر سر هم یه نفس راحت می کشی که بعد از مدتی فرصتی پیدا کردی برای خالی کردن دقّ و دلیت سر هیچ و پوچ! احساس آرامش بهت دست می ده بعد از این کار.
تو فکر می کنی وقتی آدم ظرفیتش کم می شه و تاب و تحمل دیدن دنیای بیرونش رو تقریبا از دست می ده، باید یه راهی پیدا کنه برای راحت کردن خودش و فکرش از هر چیزی که آزرده خاطرش می کنه.
برای همین در چنین مواقعی تصمیم می گیری بری جلوی آینه و هر چیزی رو که آزارت داده و می ده با شکلک به نمایش در میاری و با لمس̗ طعم و مزه اون مسائل، خودتو کمی آروم می کنی.
اما واقعیت اینه که شاید آینه بتونه فقط توی تنهایی، درون آدم رو نشون بده... اونم فقط به این دلیل که خود آدم می دونه چی توی درونش می گذره؛ بنابراین رو شدن درون̗ آدم، بصورت ناخودآگاه اتفاق می افته. یعنی محاله در جمعی حضور داشته باشی و آینه هم دستت بگیری، اما اطرافیانت بفمهن که در درون تو چه خبره و چی می گذره و در چه حال و احوالی... دلیلش هم دقیقا اینه که خودت نمی خوای این اتفاق بیفته!؟
اما خب، از اونجایی که گنجایش هر آدمی با آدم دیگه فرق̗ اساسی داره، گاهی وقت ها از کوره دررفتن برای هر کسی پیش می آد و اتفاقا به تعداد هر آدم راه مقابله با این حالت وجود داره.
اما من می گم از اونجایی که تجربه پختگی می آره، می شه از وقوع هر اتفاقی، حالا چه به نفع ما باشه چه نه، و حتی اگه پذیرشش در ظرفیت ما نگنجه، درسی گرفت برای روزهای بعد. این شیوه باعث می شه ما یاد بگیریم چه جوری در لحظه با اتفاق های جورواجور مقابله کنیم.
شاید در اون صورت لازم نباشه در خفا آینه بگیریم دستمون و با شکلک درآوردن خودمون رو از هر چیزی که آزارمون می ده، راحت کنیم.
شاید همیشه هم نباید گوش ها رو بگیریم و چشم هامونو ببندیم، چون ممکنه فرصت شنیدن و دیدن رو برای کسب تجربه از دست بدیم.
خوب رو باید از بین بد تشخیص داد، منتها باید گنجایش این کار رو هم داشت.
آخرين مطالب


 
آرشيو ماهانه


سپیده رنجی از ایران
۲۶ خرداد ۱۳۸۹
سلام * خانم داداشی عزیز واقعا اونها که نوشتی عقده های یه آدم معمولیه !!!؟ ظرفیت از ظرف گرفته شده ، ظرف هم جسم مادی می تونه تعریف بشه و هم معیاری برای سنجش یا همون مقدار تعادل . بالای پارکینگها می نویسن ظرفیت تکمیل ! اما در کمال ناباوری چشامون ماشینها به راه داخلشون ادامه میدن ، یا ظرفیت تکمیل نیست یا هم ماشینا روهم سوار میشن ! کدوم احتمان عاقلانه تره ؟ اگر آدم بی خرده شیشه باشی میگی اولیه اما اگه تو هم از اونها باشی که هیچ وقت ظرفیت هیچ جا برات تکمیل نشده و همبشه جا برات هست میگی دومیه ! میگی آیینه یاد اون شخصیت کارتونیه می افتم که می گفتم آیینه تو بگو من خوشگلم؟ اونم می گفت تو خوشگلی ! آیینه در قدیم انعکاسی از صافی و زلالی بود اما امروز منی که جلوی آیینه میشینم تو ذهنم یه چیز دیگست جلوی چشمام یه چیز دیگه ! یعنی من دارم انعکاسی از نگاه آن دیگری رو میبینم و خودم رو قانع می کنم که اون اینجوری میبینه و درون من متضاده نه نگاه اون آدمه !!! یکی از دوستانم به من گفت چرا من ظرفیتم رو ببرم بالا ؟ اون حرف مزخرف نزنه !!! با جمله ی آخرت خیلی موافقم ... *** مدل نظراتم رو عوض کردم سعی می کنم با مثال ها منظورم رو بیان کنم !**
سپیده رنجی از ایران
۲۵ خرداد ۱۳۸۹
سلام من هر روز میام اینجا و دیدم مطلب جدید رو منتها ذهنم مشغوله به محض فراغت میام می نویسم . فدای همتون .
مرجان محمدی از ایران
۲۴ خرداد ۱۳۸۹
آرزوی دیرین من اینه : دوست دارم اینقدر گنجایش داشته باشم که همه ی هستی با تمام ذراتش؛ با تمام سنت هاش در ظرف وجودی من بگنجه...!!!







 
حوزه اروپا حوزه آمريكا حوزه آسيا و اقيانوسيه

تصاویر اختصاصی خبرنگار صدای آشنا از برگزاری مراسم شب شهادت حضرت علی (ع) ایرانیان مقیم پاریس  نمايش در گالري
وقت محلی چیست ؟
تمامی حقوق این سایت و محتوای آن متعلق به شبكه جهاني صداي آشنا می باشد و هرگونه استفاده از آن تنها با ذکر مأخذ آزاد است.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
 
Page Generation: 0.593508